سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
438
تاريخ ايران ( فارسى )
در ايام فتوحات اسكندر كبير كه جمعى از اسراى يهود را بهيركانيا فرستاده شهر هاى سوريه اعم از كنعان و فلسطين و فينيقيه چه بواسطهء مسكن گزيدن يونانيان در آن شهرستانها و چه بواسطهء سرايت آداب و رسوم قوم غالب بيشتر آنها در زبان و عادات و اخلاق بيونانيت تبديل يافته بودند و مطابق مسطورات يوزفوس و دو كتاب مكابيز اهالى اورشليم نيز بيونانيت گرويده بودند و در ثبوت آن همينقدر كافى است كه بر اثر تقاضاى هيئتى از نمايندگان يهود ورزشخانهاى كه مرسوم يونانيان بود به همان سبك و اسلوب در اورشليم نيز بنا نمودند ، مگر اهالى آنجا در اين مسئله دو فرقه شدند ، يكفرقه اين عمل را مقبول شمرده جوانان خود را بورزشهاى يونانى و برهنه شدن در آنجا مجاز نمودند و فرقهء ديگر بر ضد اين اساس بوده مطابق اخبار و رواياتى كه از قديم در دست داشتند آن را ممنوع ميدانستند . آنتيوخوس كه غير از اخذ خراج به چيز ديگر توجه نداشت احتمال قوى ميرود كه يهوديان را در اداره و سوء ادارهء محل محقر آنها مجاز و مختار ساخته ولى بعد مجبور شده خودش مستقيما امور آنها را تحت نظر بگيرد و شخصا دخالت نمايد زيرا در غيبت آنتيوخوس در مصر يهوديان به طرف بطلميوس ميل نموده و بر آنتيوخوس طغيان نمودند و عاقبت پس از مصر باورشليم رفته و مطابق نوشتهء يوزفوس كه ما آن را تحت عنوان فصل جارى مذكور داشتيم نهتنها معبد را توهين و تاراج نمود بلكه داخل قدس الاقداس « 1 » نيز گرديد و بدين نيز اكتفا نكرده مصمم گشت كه اورشليم را مجبور بقبول يونانيت كند . براى اجراى اين منظور آئين ختنه را منسوخ كرده و در صحن معبد قديم يهود معبد ديگرى براى اجراى آداب و مراسم يونانى بنا نمود و خوك را در آنجا قربانى كرد . اين اقدامات و عمليات او يهوديان را بهيجان آورده در تحت رياست يهودامگابيوس بناى زدوخورد را گذاشتند و فتوحاتى درخشان نمودند ولى بعد از مرگ آنتيوخوس به آنها آزادى كامل داده شد و اجازه دادند كه آداب و رسوم مذهبى را موافق شريعت يهود بجاى آرند و نيز عفو عمومى به آنها داده شد .
--> ( 1 ) - قسمت داخلى معبد اورشليم بود كه فقط كاهن بزرك يهود آن هم سالى يكروز در آنجا حق ورود داشت ( مترجم ) .